برای ازدواج حکم صادر نکنیم لطفا!
در فرهنگ ما، برای هر مقوله ای، احکام و اصول نوشته و نانوشته ای وجود دارد که بعضا از گذشتگان و نیاکان مان به ما ارث رسیده و ضمیمه افکار و اعتقاداتمان شده است و گویی وحی منزل است و به هیچ وجه هم در مقابلش کوتاه نمی آییم و نسبت به آن تقریبا متعصب هم هستیم. مثلا در مورد ازدواج سالهاست که احکام زیر نقل محافل خواستگاری و معرفی افراد به یکدیگر است.
در پست مولفه های ازدواج، بسیاری از مواردی را بیان کردم که به عینه دیدم عاملی برای عدم معرفی دختر و پسر شده است.
احکام زیر در ذهن همه ی ما به نوعی حک شده است و تقریبا اعتقادی راسخ به آنها داریم:
1- دختر و پسر باید هم فرهنگ و هم شهری باشند!
2- فامیل باشند بهتر است؛ اینجوری همدیگر را بهتر می شناسند!
3- وصلت با فامیل اصلا خوب نیست؛ فامیل جیک و پوک آدم را می داند و می خواهد مدام سرکوفت بزند!
4- وصلت با فامیل اصلا خوب نیست؛ به دلایل پزشکی و مشکلات ژنتیکی!
5- پسر باید از دختر بزرگتر باشد.
6- پسر باید از لحاظ تحصیلی و موقعیت مالی از دختر بالاتر باشد!
7- ...
8- ...
و این داستان ادامه دارد ...
اکنون به راحتی می توان خیلی از این احکام را لغو کرد و به نوعی زیر سوال برد. مثلا، اولین حکم، به راحتی خدشه دار می شود؛ چون با گسترش ارتباطات و ازدواج های دانشجویی و حجم بالای مهاجرت و فرار مغزها به شهرهای بزرگ، افراد در شهر و دیار خود نمی مانند و حتی در بسیاری از موارد دیگر به آن بازنمی گردند. در بسیاری از شهرهای کوچک، پسرها به راحتی برای ادامه تحصیل و یا کاریابی و کسب موقعیت های بهتر، شهر خود را ترک کرده اند و دیگر دوست ندارند از همان شهر خودشان همسر انتخاب کنند. اینجاست که دختران آن دیار باید در انتظار بخت مناسب بمانند!
از طرف دیگر، تعداد دخترانی که شهرودیار خود را برای تحصیل ترک می کنند نیز افزایش یافته است و دوباره همان چرخه رخ می دهد. این دختران غالبا دوست ندارند به شهر خود بازگردند و سعی می کنند در مقطع تحصیلی بالاتر مشغول تحصیل شوند. افزایش تعداد دخترانی که ادامه تحصیل می دهند و تا مقاطع بالای تحصیلی نیز پیش می روند، احکام 5 و 6 را خدشه دار می کند. در بسیاری از محافل خواستگاری و یا افرادی که به هم معرفی می شوند، مشاهده می کنیم که دو عامل سن و تحصیلات دختر بسیار بالاتر است و در موارد زیادی هم منجر به پایان یافتن مراحل معرفی و آشنایی ابتدایی می شود. هنوز بسیاری از پدرومادرها نسبت به اینکه عروسشان از لحاظ سنی و تحصیلی از پسرشان بالاتر باشد حساس هستند و حتی این حساسیت را افراد دیگر نیز مدام به آنها یادآوری می کنند. تعداد زیادی از ازدواج ها از آشنایی در محیط دانشگاه پدید می آید. مثلا، در چند سال اخیر، طرح ازدواج دانشجویی که در تمام دانشگاه ها در حال اجراست، نیز به نزدیک شدن سن دختر و پسر کمک می کند.
خودم به شخصه به دلایل بسیاری معتقدم که پسر بهتر است از دختر بزرگتر باشد؛ اما در استان گیلان، به علت مهاجرت پسرها به دیگر شهرها، موارد بسیاری را دیده ام که زن و شوهر از لحاظ سنی با هم اختلاف دارند؛ اما سالیان سال است که در کنار هم به خوبی و خوشی دارند زندگی می کنند. این اختلاف سنی از یک سال تا پنج سال است(خانم از آقا بزرگتر است). در یک سال اخیر با چند مورد برخورد داشتم که دختر از پسر، 5 سال بزرگتر بوده است.
ادامه دارد ...
***این وبلاگ وقف پدربزرگ ها و مادربزرگ هایم می باشد. یادم باشد فقط در راه رستگاری و ماندگاری قدم بگذارم تا دعای خیری نصیب آنها شود. ***