دیروز که به اتفاق خانواده رهسپار منزل امیدمان(خانواده آقای همسر) بودیم، در مسیر راه، مرکز شهر لشت نشاء، روبروی پارک شهر، جمعیت زیادی جمع شده بود. با دیدن ماشین پلیس، فکر کردیم شاید دعوا شده. اما با کمی کنکاش، دیدیم جوانی بر یک بلندی ظاهرا دارد چیزی تقسیم می کند!

شنیده اید در دعوا حلوا خیرات نمی کنند!

متوجه شدیم که روز گذشته، درخت تنومند کهنه ای، بر اثر پوسیدگی، بر پیاده رو فرود می آید. کندوهای عسل و سازندگانش(زنبورها) از درون تنه درخت هویدا می شوند. کندوهایی که سابقه شان شاید به اندازه عمر درخت کهنسال، بوده است!

مردم هم برای دریافت این نعمت و برکت الهی هجوم می آورند و هر یک مقداری روزیشان می شود.

برگ درختان سبز در نظر هوشيار
هر ورقش دفتري است معرفت كردگار