این گل پسرها خودشان آمدند تا از آنها عکس بگیرم!

امروز آگاهانه و با اندیشه و با تفکر و با حفظ آرمان های استکبارستیزی در راهپیمایی شرکت کردم.

ساعت 9 کلاس ها تعطیل شد. همه راهی خیابان. چند تا اتوبوس هم گذاشته بودند. من با ون کارمندان دانشگاه تا مسیر شروع راهپیمایی آمدم. راننده و کارمندان انتظار نداشتند که من هم دارم می روم راهپیمایی! چندتایی از کارمندان در بین راه پیاده شدند. راننده از من پرسید نزدیک ترین مسیر به خانه تان کجاست برسانمتان. گفتم می خواهم بروم راهپیمایی! همه کارکنان برگشتند و مرا نگاه کردند.

گفتم امروز دخترم از طرف مدرسه می رود راهپیمایی. نمی خواهم از او کم بیاورم!

عکس های زیادی هم گرفتم. فعلا آپلود نمی شود. در اولین فرصت می گذارم. هر چه گشتم مدرسه دخترم را ندیدم. می خواستم از او عکس بگیرم و در این پست قرار دهم.