زنان و عقلانیت فرهنگی
زنان و عقلانیت فرهنگی
فرایند توسعه چندجانبه است، اما بعد اقتصادی آن بیشتر مورد توجه قرار گرفته و این در حالی است که به نظر می رسد بعد فرهنگی آن از اهمیت زیربنایی برخوردار باشد.
به اعتقاد هابرماس :
"دو نوع عقلانیت داریم، یکی عقلانیت ابزاری و دیگری عقلانیت فرهنگی. هابرماس معتقد است کشورهای غربی کاملا توسعه نیافته اند یا فقط در بعد اقتصادی توسعه یافته اند. به بیان دیگر تنها توانایی های فنی یا توانایی های دست ساز انسان و اعمال زور و اجبار، افزایش و گسترش پیدا کرده اند. آنچه در هیچ تجربه توسعه ای به معنای کامل اتفاق نیفتاده است، پیدایش " عقلانیت فرهنگی " یعنی گسترش توانایی های کلامی و زبانی انسان است که مبنای همه وجوه معنوی توسعه را تشکیل می دهد. این هدف در کنار ارتقای زندگی انسان در یک مفهوم وسیع حاصل توسعه به ویژه توسعه فرهنگی در کشورهای در حال توسعه است."
نظام های آموزشی باید افراد را برای فردا تربیت کنند. یکی از راهکارها، نیز مشارکت زنان در فرایند تعلیم و تربیت و نیز از بین بردن موانع سوادآموزی و تحصیل زنان می باشد.
با توجه به مطلب بالا می بینیم که نقش زنان در توسعه فرهنگی و ایجاد عقلانیت فرهنگی بسیار قابل توجه می باشد.
صلیبی ، ژاسنت (1376) ، " زن، سواد و توسعه" ، فرهنگ ، ش22و23 ، ص ص323-297
***این وبلاگ وقف پدربزرگ ها و مادربزرگ هایم می باشد. یادم باشد فقط در راه رستگاری و ماندگاری قدم بگذارم تا دعای خیری نصیب آنها شود. ***