نشاط درون وبلاگ ها؟؟؟
همینطور که مشغول تایپ مطالبم هستم، به وب هم سرکی می کشم. وبلاگ دانشجوهایم یکی از جاهایی است که گاهی شب ها، یکی دو نفر شب نشینی وبلاگی دارند. برای هم کامنت می گذارند و درجا جواب می گیرند. خیلی برایم جالب و نشاط آور است، از اینکه می بینم در این فضا، دانشجویان دختر و پسر رابطه ی خوب و منطقی و محترمانه ای با هم برقرار می کنند، احساس خوبی به من دست می دهد. امشب هم شب نشینی وبلاگیشان برپاست.
اما امشب گریه ام گرفت، یعنی خیلی دلم به درد آمد.
دلم از این گرفت که این دانشجوها که غالبا متوقع از اکنون و آینده هستند، بعدها سرگردان آینده ای نامعلوم از لحاظ تحصیلی،شغلی و ازدواج می شوند.
چرا اینطور شد؟
چرا همه بدون هدف می آیند دانشگاه و در رشته هایی که لبریز از فارغ التحصیل های بیکار شده، مشغول به تحصیل می شوند؟
و بعد از چهار سال تحصیل و گذراندن اوج جوانی، بدون هیچ مهارت خاصی به آغوش خانواده هایی برمی گردند که تمام سرمایه هایشان را برای امیدها و آرزوهایشان هزینه کرده اند. و تازه آن موقع اول سربازی برای پسران و اول خانه نشینی برای دختران می شود، دخترانی که از فوت و فن خانه داری خیلی توشه ندارند و پسرانی که در اداره خانه و خانواده خیلی مهارت ندارند.
ای خدا مقصر کیست؟
همه ی ما حداقل یک پسر و دختر با این شرایط، اطرافمان می شناسیم.
پ.ن : نگاه من جو کلی دانشگاه های کشورمان می باشد و رشته خاصی منظورم نیست.
***این وبلاگ وقف پدربزرگ ها و مادربزرگ هایم می باشد. یادم باشد فقط در راه رستگاری و ماندگاری قدم بگذارم تا دعای خیری نصیب آنها شود. ***